دور هم در کافی شاپ در حال خوردن قهوه
برای دیدن سایر تصاویر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.



مولای غریب و تنهای من!
پدر مهربان اهل عالم!
می خواهم غربتت را حکایت کنم؛ غربتی که دوازده قرن است ریشه دوانیده؛ غربتی که اشک آسمان و زمین را جاری ساخته؛ غربتی که حتی برای برخی محبانت، غریب و ناشناخته است؛ غربتی که اجداد طاهرینت پیش از تولد تو بر آن گریسته اند.
من از تصویر این غربت و غم ناتوان ام.
… از آنانی بگویم که خاطر شریف تو را می آزارند؟ از آنها که دستان پدرانه و مهربانت را خون ریز معرفی می کنند؟ از آنها که چنان برق شمشیرت را به رخ می کشند که حتی دوستانت را از ظهورت می ترسانند؟ از آنها که تو را به دور دست ها تبعید می کنند؟ از آنها که تو را دست نیافتنی جلوه می دهند؟ از آنها که به نام تو مردم را به دکه های خویش فرا می خوانند؟
… از خود آغاز می کنم که اگر هر کس از خود شروع کند، امر فرج اصلاح خواهد شد. می خواهم به سوی تو برگردم. یقین دارم بر گذشته های پر از غفلتم کریمانه چشم می پوشی؛ می دانم توبه ام را قبول می کنی و با آغوش باز مرا می پذیری؛ می دانم در همان لحظه ها، روزها و سال های غفلت هم، برایم دعا می کردی. من از تو گریزان بودم؛ اما تو هم چون پدری مهربان، دورادور مرا زیرا نظر داشتی آقای من ، مولای من ، یاورمن … العفو … العفو!
بلبل به هوا ی گل چه شیداست هنوز
رفتی ز جهان اگر چه ای روح خدا
لیکن علم مهر تو بر پاست هنوز
رحلت جانسوز امام خمینی(ره) تسلیت باد


شهید بهروز مرادی اول دی ۱۳۳۵ در خرمشهر به دنیا آمد. وی که از یک خانواده اصفهانی بود تحصیلاتش را در مدرسه بازرگانی کوروش کبیر، با شهید “محمدعلی جهان آرا” همکلاس بود. پس از آن به عنوان معلم آغاز به کار کرد.
بهروز به همراه سایر بچه های خرمشهر، در جریان پیروزی انقلاب اسلامی و بعد از آن در برابر غائله “خلق عرب” فعالیت داشت و با شروع جنگ تحمیلی به جبهه رفت.
آن چنان که از میان خاطرات خرمشهر بر می آید، بهروز را می توان جزء نفراتی دانست که تا آخرین لحظات، در برابر سقوط خرمشهر مقاومت می کنند.
در طول دفاع مقدس مردان بزرگی بودند که با مهارت خود خالق شگفتیهای زیادی شدند. یکی از این رزمندگان سرهنگ جانباز «رفیع غفاری» متولد سال ۱۳۲۶ روستای آچاچی شهرستان میانه است که در طول جنگ و عملیات های بزرگی مثل فتح المبین و بیت المقدس افتخارات بزرگی به ارمغان آورد.
او منهدم کننده ۱۴۲ تانک، ۵۱ نفربر زرهی و غنیمت گیرنده ۵۰ دستگاه تانک سالم از دشمن است و در این زمینه درطول جنگ رکورددار است.
سردار شهید «مهدی نظری» متولد ۱۳۴۲ و هنرجوی رشته اتومکانیک در هنرستان صنعتی تهران بود که در عملیات «والفجر یک» منطقه فکه به شهادت رسید.مهدی از جمله شهدایی است که مادرش کرامتهای بسیاری از او دیده است و به گفته مادر «یکبار با دعای مهدی زنده شدم».
شهید نظری نوشتاری از خود بر جای گذاشته است که آن را باهم مرور میکنیم:
خداوندا از تو خواهانم که مرگم را به شهادت در راهت، تحت درایت رسولت و در کنار اولیائت قرار دهی، از تو خواهانم که دشمنان خود و پیامبران را به دستم نابود گردانی.
با درود به بیدارکننده روح منطق و مبارزه امام خمینی.
خدایا! این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست، این چه شمعی است که جانها همه پروانه اوست؛ یاد حسین و علیاکبر میافتم که چیزی از پیکرشان نمانده بود؛ خدایا ما چنین رهبرانی داشتیم؛ چطور میشود که راه ایشان را فراموش کنم و عاشق نباشم.

دوستانی که تمایل به مطالعه بیشتر در رابطه با این شهید دارند کتاب"سلام بر ابراهیم" را مطالعه کنند.
برگرفته از کیهان۲۲ ۸
![]() |
چیستی،چرایی و چگونگی
اشاره:
همه ما کم وبیش تاکنون در مورد لزوم «معرفت امام زمان(ع)»، مطالبی خوانده
یا شنیده ایم و به اجمال می دانیم بر اساس روایات قطعی و تردید ناپذیری که
پیامبر اکرم(ص) و امامان (ع) نقل شده، نداشتن معرفت نسبت به امام زمان (ع)
به منزله مرگ در زمان جاهلیت؛یعنی مردن در حال کفر و شرک است. هم چنین از
جایگاه و نقشی که در آموزه های اسلامی برای امامان معصوم (ع) ترسیم شده
است، شناخت داریم،ولی شاید بسیاری از ما نسبت به کم و کیف و لوازم این
معرفت چندان آگاه نباشیم و به درستی ندانیم که چه شناخت تفصیلی باید نسبت
به امام عصر خو داشته باشیم.این وضعیت برای کسانی که همه افتخارخود را در
پذیرش امامان معصوم و اعتقاد به امام عصر(ع) می دانند، هرگز زیبنده نیست.از
این رو، همه باید در حد توان و درک خود برای رسیدن به سطحی قابل قبول از
شناخت و معرفت امام بکوشیم و معرفت اجمالی خود را به معرفت تفصیلی تبدیل
کنیم.عید غدیر،عید امامت و ولایت، فرصت ارزشمندی برای شناخت بیشترامامان و
مروری بر دانسته هایمان در این زمینه است. با تبریک این عید سعید، توجه شما
را به مقاله ای که به این مناسبت تهیه شده است، جلب می کنیم.